ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 | 31 |
در بساطمان امروز سکوت پر شده است
و دیوانگیها حراج .
دلبرکان عاشق
سبد خاطره هاشان پر شده است .
دست خالی ، جیب خالی تر
هر پلک زدن نفس بار فراوان شده است .
مرد لوتی و تسبیح شاه مقصود کوچه بازار ها
قصه هم نیست فراموش شده است .
سر کوچه ، کبوتر ها
پر پر زدنشان باب شده است .
دانه کجا بود ، لانه کجا بود ؟
لانه داشتن رویا و خواب شده است .
دل روی کفه ترازو
کار هر روز ما دستفروشی شده است .
از سر پسرکان بی عار، عاشقی رفته
کارشان دوره گردی شده است .
دخترکان کولی
جای مهر سبز پیشانیشان
خاک مالی شده است .
وای این نوشته ها، شعر ها
دیگر تهی و خالی شده است
*سیمین - فانی *
خیلی قشنگه! نه تهی و نه خالی..
شاید بهتره هیچ نگفت و فقط خواند..