سروده ها و دلنوشته های ســـیمــــین

زمانی میشود که جز سرودن و بازی با قلم و کاغذ راه دیگری نیست . من هم مینویسم تنها برای دل خود و تمام

سروده ها و دلنوشته های ســـیمــــین

زمانی میشود که جز سرودن و بازی با قلم و کاغذ راه دیگری نیست . من هم مینویسم تنها برای دل خود و تمام

شاید اگر بودی .......

راستی من هنوز هستم 

 نمیدانم چرا  

نمیدانم شاید اگر تو بودی 

 بودنم هوای دگری داشت 

 اگر تو بودی بودنم رنگ دگری داشت 

 شاید اگر تو می ماندی شاید .
.
.
.
ولی هستم 

 شاید انتظار رنگ چهره ام شده باشد  

شاید امید طاق نقش بسته خیالم شده باشد  

هستم  

ولی نمیدانم چرا  

هستم ولی نمیدانم چرا و 

قتی مینویسم برای تو  

واژه ها مکث نمیکنند 

 واژه ها ادا در نمی آورند  

واژه ها بازیگوشی نمیکنند  

دست هایم ریتم نوشتن را خوب بلد شده 

 چشم هایم نایژه هایش نفس نمی کشد 

 تا بلغزد خطم 

 وقتی برای تو مینویسم 

 هوای دلم بارانی تر میشود 

 معطر تر میشود 

 وقتی برای تو مینویسم  

ساحل شنی خاطراتم پر رنگتر میشود 

 شاید اگر بودی 

 روی گلبرگ ها میشد با تیغ سرخ رز ها نوشت ما اینجا بودیم  

شاید اگر تو بودی 

 رنج مروارید لب های عطش گرفته کمتر میشد شاید اگر بودی
.
.
.
نمیدانم 

 شاید اگر بودی  

چه میشد  

ولی اگر بودی  

رنگ نوشته هایم ارغوانی تر میشد  

میدانم تو که باشی  

من از تو پر میشوم  

چشم هایم نفس میکشد 

 و دست هایم دیگر نمی نویسد 

 از خواستنت سیر نمیشوم  

و در تو تکرار میشوم  

و در سقوط اعتقاداتم اصرار میکنم  

اگر تو می ماندی 

 عطر تنم را به گلبوته های نگاهت هدیه میدادم 

 اگر تو می ماندی  

 وای از این اگر ها و اگر ها و اگر ها 

 وای از این شاید ها و شاید ها و شاید ها  

 

*سیمین - فانی *



http://xs537.xs.to/xs537/09135/ca63cde7ko3216.jpg

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد