سروده ها و دلنوشته های ســـیمــــین

زمانی میشود که جز سرودن و بازی با قلم و کاغذ راه دیگری نیست . من هم مینویسم تنها برای دل خود و تمام

سروده ها و دلنوشته های ســـیمــــین

زمانی میشود که جز سرودن و بازی با قلم و کاغذ راه دیگری نیست . من هم مینویسم تنها برای دل خود و تمام

مرداب آبی

و زمان آبستن غم هاست
و باید دستی بالا زد
گویا کسی نمیخواهد
متولد بشود غم درونمان را
و مرداب خواستن های خالی امان را خالی تر کند
که پایمان

نه به گمانم جانمان

گیر نکند لای این گل و لای از خود بی خود شدن هایمان

و کسی ساعت شماته دار را کوک کرده

تا هر ثانیه اش گریه باشیم در حجم زمان

**********

گویا هنوز واژه هایم لبریز نشد

تا جانم ارام شود

باید که بنویسم
که من نیز غرق یک مرداب شده ام

که دوستش می دارم

و بستر خواب آلود من شده است هر شب و صبح و ....
و حجم خالی من را پر میکند

برای دوباره بودن هایم

تا انتهای خواهش هایش را

برای بودن های دوباره اش پر بشوم

و برای تعلیق افسوس های خورده اش
چایی بیاورم
و دستی به بالا ببرم و رنجی را با جارو های بلند بزدایم
و از خواب شبانه پریشانیش کم بکنم
و دست سفید رویاهایش را تداعی روز های رفته اش باشم
و من دوست دارم که گاه گاهی
هیچ از این مرداب بیرون نخیزم
و از تکرار فرو رفتگیم مست باشم
و کسی از حجم عشق بازی من با او خبر دار نباشد 


*سیمین - فانی * 



http://blithe.persiangig.com/image/Girl.jpg

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد