ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 | 31 |
من به شک تو حسودی میکنم
به حضور یک ظن در تن زن من
من به حسادتت فخر نمیفروشم
به کسالت احوالاتم
چند روزیست سلامی کرده ام
هر روز تحفه ای دارد
روزی بی تابی میکند کاسه صبرم
روزی بی قراری میکند
پلک زدن های چشمم
من به گمانه زنی های تو عادت ندارم
میخواهم دورش بزنم
من به شکاکیت روزنه های نگاهت ترسانم
دست التماسم کوتاه شده است
قدیم تر ها چشمه های خواهشم جاری تر بود
و یا نه شاید کسی آبتنی نمیکرد
در آبشار تمنا های من
هنوز باورم نیست
که مادرم گفت دوست بداری
تو را در فراوانی آرزو هایت رها میکنند
کسی به گمان تو زهر پاشیده
به اعتقاداتت چیزی خوراندند
باورت نگاهش قلبم را میترساند
و حجم ماندنم را کم میکند
گمان میکنم
آب میشود زیر آفتاب نخواستن هایت
من که برای تو تمنای ناب بودم
ولی گویا تو
دست کتمانت روی سینه ام زده خواهد شد
هنوز نمیدانم چرا
؟
*سیمین - فانی *