ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 | 31 |
شعر هایم آفتاب و مهتاب ندیده
تعبیر خالص بهانه گیری دلم شده .
شعر هایم به واژه واژه بی بهانگی هایش
لعنت فرستاده
و او ، همان او که صبح تا شب
دلم بهانه اش را میگیرد
نهایت بهانه های شعرم شده .
می خواهم بهانه های شعرم را
با یک بغل خیانت عوض کنم
و بهتون تمام بدی ها را با خود به دوش بکشم
و کم از زنان سرخ موی سینه پیدا نداشته باشم .
خیالت آرام باشد
بعد از عبور سخت ترین گریه ها
معنی جاری شدن خواهم گرفت
و چکه های خوش نامی را با
خود بار خواهم کرد
تا باز هم به تنگنا برسم .
* سیمین - فانی *