ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 | 31 |
حالا چه فرقی میکند
من باشم یا نباشم
چه فرقی میکند
بمانم یا نمانم
چه فرقی میکند
بگویم یا نگویم
اصلا چه فرقی میکند
شعر بنویسم یا شکایت
واژه که کم بیاید
شکوه و شکایت
رنگ شعر میگیرد
واژه که نباشد
هر نوشته ای
خواندنی میشود
و اگر هم نشد
در دفتر خاطرات
ماندنی میشود
دل که پر گلایه میشود
شعر و ترانه رنگ می بازد
هرچه بنویسی
رنگ آفتاب نمیگیرد
هرچه که بخوانی
رنگ احساس ندارد
حالا تا فردا بنویسم
بگویم
بخوانم
بسرایم
دلِ پر درد جز ناله ندارد
جز شکوه و گلایه نداند
دست به قلم میبری
خم میشود
دست به کاغذ میکشی
جمع میشود
دیگر با چه باید نوشت ؟
با چه باید سرشت ؟
حرف دلم بود
چیز تازه ای نبود
سردی احساس کسی بود
که از ما گذشت
خود میرود
و ما در آن جا مانده ایم
*سیمین - فانی *
سلام خوب هستید زیبا بود خوشحال می شم به منم سری بزنی
بای